تبليغاتX
آلونک - نامه
نامه دوشنبه ششم اسفند 1386 1:12

سلام !

حال همه ی ما خوب است

ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور

که مردم به آن شادمانی بی سبب می گویند

با این همه . . . عمری اگر باقی بود

طوری از کنار زندگی می گذرم

که نه زانوی آهوی بی جفت بلرزد و

نه این دل ناماندگار بی درمان !

 

 

تا یادم نرفته است بنویسم

حوالی خواب های ما سال پر بارانی بود

می دانم همیشه حیاط آنجا پر ار هوای تازه ی باز نیامدن است

اما تو لااقل ، حتی هر وهله ، هرازگاهی

ببین انعکاس تبسم رویا

شبیه شمایل شقایق نیست !

راستی خبرت بدهم

خواب دیده ام خانه ای خریدم

بی پرده ،بی پنجره ،بی در ،بی دیوار. . . هی بخند !

 

 

بی پرده بگویمت

چیزی نمانده است ، من چهل ساله خواهم شد

فردا را به فال نیک خواهم گرفت.

 

 

دارد همین لحظه

یک فوج کبوتر سپید

از فراز کوچه ی ما می گذرد

باد بوی نام های کسان من می دهد!

 

 

یادت می آید رفته بودی

خبر از آرامش آسمان بیاوری!؟

 

 

نه . . . ری را جان!

نامه ام باید کوتاه باشد

ساده باشد

بی حرفی از ابهام و آیینه.

 

از نو برایت می نویسم

حال همه ی ما خوب است

اما تو باور مکن !

(سید علی صالحی)

نوشته شده توسط نقطه چین . . .  | لینک ثابت |